تبليغاتX
دوستت دارم

 www.keyvan-67.blogfa.com

روزی دوباره به سراغم خواهی امد . ولی می دانم که شادابی ات را در پس جاده های جوانی گم کرده ای . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . اگر چه فانوس قلبم سوسو می زند و تکه های شکسته قلبم که تو سالها پیش با بی رحمی آن را شکسته ای با یک اشاره از هم خواهد پاشید . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . پس از آمدنت ، در زلال چشمانت خیره خواهم شد و به تو خواهم گفت : که سالهای زیادی را به انتظارت نشسته ام .

www.keyvan-67.blogfa.com

 


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 17:12 توسط کیوان |


www.keyvan.com2.ir

همه دنیا ، آسمون ، خورشید و دریا

                        نمی ارزن به نگاهت دختر شهر پریا

   عطر گل های بهاری ، صدای نم نم بارون

                        می پیچه وقتی تو باشی وسط دشت و بیابون

تو یعنی شوق و طراوت ، یعنی عشق سه حرفی

                         دلیل احساس رویش در رگ درخت برفی

ای گل خوب بهارم ، تا ابد بمون کنارم

                         زندگی برام عزیزه وقتی که من تو رو دارم ...

www.keyvan.com2.ir


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 10:42 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم

آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم

خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست

تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست

از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم

من نای خوش نوایم و خاموشم ای دریغ

لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم

دستی به سینه ی من شوریده سر گذار

بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم

زین موج اشک تفته و طوفان آه سرد

ای دیده هوش دار که دریاست در دلم

باری امید خویش به دلداری ام فرست

دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم

گم شد ز چشم کیوان نشان تو و هنوز

صد گونه داغ عشق تو پیداست در دلم


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 16:34 توسط کیوان |


www.keyvan.com2.ir

تقدیم به مادرم که اندازه دنیا دوستش دارم

www.keyvan.com2.ir

 

صدای تو صدای مهربان است

نگاه گرم تو آرام جان است

دلت آبی به رنگ پاک دریاست

نشستن در کنارت مثل رویاست

شریکی تو همیشه در غم من

تو معنای شگفتی ، مادر من

مرا از شیره جانت خوراندی

مرا با مهر و عشقت پروراندی

گذشت و طی شد عمر تو به پایم

کسی را جز تو ، ای مادر ، ندارم

www.keyvan-67.blogfa.com


|لينك مطلب| نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 11:10 توسط کیوان |


www.keyvan.com2.ir

اي کاش مي توانستم نشان دهم، I wish l could make you.

که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you

هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but

اما نميتوانم راهي بيابم... cannot find a way….

به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم that only have descovered

آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد، the you_ which is beyond the

و تحسين مي کند. you of the world that is

آني که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others

آني که هرگز رنگ نمي بازد، a you which is eapecially mine

وآني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرمWhich cannot evto love

www.keyvan-67.blogfa.com


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:13 توسط کیوان |


بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم


و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم

نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد

بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم

بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی

تمام آخرت خویش را تباه کنیم

به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم

و بار کوه غم از شور عشق کاه کنیم

و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم

و خنده، ...به فرهنگ مرده خواه کنیم

گناه ، نقطه آغاز عاشقی است، بیا

که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم

نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم

برای سرخوشی لحظه هات هم که شده

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم

www.keyvan-67.blogfa.com


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 19:39 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم


|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 19:22 توسط کیوان |


www.keyvan.com2.ir

سکوت، سکوت کردی سکوتی تلخ سکوتی که حتی نگفتی برای چه از کنارم می روی با رفتنت بغضم ترکید و سکوتی که آن همه مدت با من بود شکست .آنقدر اشک ریختم تا قلبم کمی آرام گرفت . چون تازه فهمیدم تو را در کنارم احساس نمی کنم همیشه چشمانم به در بود تا روزی بیایی تا این سکوت لعنتی بشکند و به تو بگویم چقدر دوستت دارم و به داشتنت در کنارم احتیاج دارم روزها و ماهها می گذرد اما باز هم یاد و خاطرت در ذهنم همیشه زنده است . لحظه ای که بار سفر می بستی آهی از ته دل کشیدی و گفتی روزی برمی گردم ولی سالها از آن روز لعنتی می گذرد اما هنوز هم برنگشتی و خبری از تو ندارم منتظرت خواهم نشست و اما تو ...تو اگر می خواهی روی ...رو!! ولی بدان که من ،ماندگارم

www.keyvan.com2.ir


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 10:12 توسط کیوان |


www.keyvan.com2.ir

اي کاش مي توانستم نشان دهم، I wish l could make you.

که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you

هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but

اما نميتوانم راهي بيابم... cannot find a way….

به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم that only have descovered

آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد، the you_ which is beyond the

و تحسين مي کند. you of the world that is

آني که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others

آني که هرگز رنگ نمي بازد، a you which is eapecially min

آني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم. Which cannot evto love

www.keyvan.com2.ir


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 17:14 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،

در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي

عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن

دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد

از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي
...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود
.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين

من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم

کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...

www.keyvan-67.blogfa.com


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 18:24 توسط کیوان |


I love you

یک غم و صد تنهایی دلم نمی سوزد به یاد آن روزها و شب هایی که برایت شعر می سرودم به یاد آن شب هایی که ستاره ای پیدا کردم و اسم تو را روی آن گذاشتم . باز نگاهم به آسمان خیره شد و اسم تو را صدا زدم ، ولی هیچوقت صدایی از تو نیامد . بمان همان جایی که خنده هایت بهاری اند و اشک هایت پاییزی و من اینجا در گذشته تو فراموش شده ام و آلبوم خاطراتت را ورق می زنم . گله ای ندارم برای تنهایی ها و اشک هایی که تو را صدا می زنند . تو بگذر و برو برای همیشه با همان چتری که از زیر بغض باران می گذرد . و من سوختن و ساختن را انتخاب کرده ام و باز هم موردی نیست و باز بغض ها می شکنند و ما در اشک خود را پیدا می کنیم . راست می گفتی من همان عروسک تنهایی های تو بودم


|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 10:50 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند .

آسمان را خبر کردم که هرگاه پرتو های عشقت را به من تابیدی آفتابی شود ولی سالهاست که آسمان دهکده ام ابری است و می بارد . ای بهاز زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده .


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 16:46 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

دست خودم نیست اگه قلبم بی قراره بارون اشکام به روی گونه می باره دست خودم نیست اگه دست و پام می لرزه آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه دست خودم نیست توی هر خواب شبانه صورت ماهت همیشه تو و رویا هامه دست خودم نیست نمی تونم بی تو باشم دنیارم به من ببخشن نمیشه از تو جدا شم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم تو ای آرامش من تو تنها خواهش من تو لبریزی از احساس تن برگ گل یاس تو زیبا مثل الماس دل من پیشت زندون بی تو زندگیم ویرونه طاقت غمی ندارم بی تو از جهان بیزارم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم اگه قلبم بی قراره بارون اشکام به روی گونه می باره دست خودم نیست اگه دست و پام می لرزه آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه دست خودم نیست توی هر حواب شبانه صورت ماهت همیشه توو رویا هامه دست خودم نیست نمی تونم بی تو باشم دنیارم به من ببخشن نمیشه از تو جدا شم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم تو ای آرامش من تو تنها خواهش من تو لبریزی از احساس تن برگ گل یاس تو زیبا مثل الماس دل من پیشت زندون بی تو زندگیم ویرونه طاقت غمی ندارم بی تو از جهان بیزارم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشکلم


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 16:55 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

دست خودم نیست اگه قلبم بی قراره بارون اشکام به روی گونه می باره دست خودم نیست اگه دست و پام می لرزه آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه دست خودم نیست توی هر حواب شبانه صورت ماهت همیشه توو رویا هامه دست خودم نیست نمی تونم بی تو باشم دنیارم به من ببخشن نمیشه از تو جدا شم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم تو ای آرامش من تو تنها خواهش من تو لبریزی از احساس تن برگ گل یاس تو زیبا مثل الماس دل من پیشت زندون بی تو زندگیم ویرونه طاقت غمی ندارم بی تو از جهان بیزارم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم اگه قلبم بی قراره بارون اشکام به روی گونه می باره دست خودم نیست اگه دست و پام می لرزه آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه دست خودم نیست توی هر حواب شبانه صورت ماهت همیشه توو رویا هامه دست خودم نیست نمی تونم بی تو باشم دنیارم به من ببخشن نمیشه از تو جدا شم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم تو ای آرامش من تو تنها خواهش من تو لبریزی از احساس تن برگ گل یاس تو زیبا مثل الماس دل من پیشت زندون بی تو زندگیم ویرونه طاقت غمی ندارم بی تو از جهان بیزارم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم


|لينك مطلب| نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 14:33 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی

می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم

نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی

توی این کابوس درد،رویایه محربونمی

وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز

عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم

ممنونم که بچه بازیهام رو طاقت می کنی

هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی

هر کجای دنیا که باشم بامنی و بر منی

نگران حال و روزم بیشتر از خوده منی


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت 10:54 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود


|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 10:31 توسط کیوان |


ای یار نازنینم که هستی یک فرشته

فدای اون چشمون پر از امید و عشقت

همدم من تو بودی تو روزای بی کسی

توشادی و تو غصه تو عمق دلواپسی

عکس قشنگت حالا کنار من تو قاب

نوشتت ُ یادمه واسم طلای ناب

میخوام اینو قاب کنم بذارمش تو موزه

تا که همه ببینن دوستی با تو چه خوبه

هرگز یادم نمیره خوبی هایی که کردی

برای خنده من چه خنده هایی کردی

درسته که همیشه من غرق فکرام بودم

اما به جون خودم کلی خاطر خوات بودم

اگه یه روزی مد شد آهنگ بی وفایی

ولی تو فراموش نکنی لحظه آشنایی

چه نقش نازی داشتی تو قصه زندگیم

فدای اون وجودت بودی برام بهترین

آدمای بی ریا خیلی کمن تو دنیا

یا اوج آسمونن یا پشت ماه یا دریا

اما نبودی بین کهکشون و ستاره

من تو رو پیدا کردم بذار بکن محاله

تو هفت آسمونم مثل تو پیدا نمیشه

میخوام بگم پیشم بمون ولی نگو نمیشه


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 10:14 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

اگر یک گل بودم آیا تو برگ آن گل میشدی ؟ خاکی که برای برگهای قرمزم جون وخون میداد میشدی ؟ اگر یک من گل بودم آیا تو هم ابربارانی میشدی ؟ و به خاطره اینکه ازمن دور بودی گریه میکردی ؟ اگر من یک گل بودم مرا می چیدی ؟ و مرا در گلخانه اتاق خودت همیشه در کنارت نگاه میداشتی ؟ اگر به یگ گل این همه ارزش قائل شوی ،،، آنرا بیشتر از جان دوست خواهی داشت پس من هم میخواهم برگهای آن گل شوم و در مقابل دیده گان تو و چشمان تو به آرامی ...... امیدوارم تو هم مثل گل یا برگ نشوی و به خاطر تلخی جدایی به آرامی پژمرده نشوی . گل زیبایم گلها تک نیستند همه اش به نوعی شبیه به هم هستند ، اما تو گل کمیاب و تک من هستی : تقدیم به بهترینم : .... غصه هایم ساده به نظر می آیند اما برای آنانکه زود فراموش میکنند و وفا را نمی دانند ولی برای کسانی که می دانند .... خیلی سخت هست .


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 13:52 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 19:1 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

با همون نگاه اول توي قلبم خونه كردي مثل يك پرنده از عشق توي سينه لونه كردي دل و بردي و نگفتي كه دلي به اين ظريفي واسه باختن نا نداره كه ببازه به غريبي تو هموني كه تو قلبم قد دنيا خونه داره توي تك باغ دل من گل خوشبختي مي كاره تو همون كوهي كه اسمت به لبم خنده مياره اگه باشي تا هميشه ديگه اين دل غم نداره عشق تو يه آ سمونه پر از نور و قشنگي دل ساده كه نفهميد تو قشنگ اما دورنگي تو كه احساسي نداري چرا با من عهد بستي به خدا كه بي وفايي آخه تو پيمون شكستي تو هموني كه تو قلبم قد دنيا خونه داره توي تك باغ دل من گل خوشبختي مي كاره تو همون كوهي كه اسمت به لبم خنده مياره اگه باشي تا هميشه ديگه اين دل غم نداره من كه باز دارم هنوزم توي خاطرات مي سوزم ياد ظلماي گذشته سياه كرده شب و روزم دوست دارم يادت، تو سينه واسه هميشه بميره تو شكست سخته عشقت دلم عبرتي بگيره تا بفهمه توي دنيا خيلي از عشقا فريــبــــــــــه


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 10:54 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟


|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 15:3 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

I Love You So

I Want You To Know

That Roses Are Red

Violets Are Blue

And I really Do

Love You

Happy Valentines Day

www.keyvan-67.blogfa.com


|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت 20:43 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

ماه اگه تو رو ببينه کلي منت ميکشه
 جلوي آينه نرو آينه خجالت ميکشه

 
 
پيش گلدونا نرو به چشمات عادت ميکنن
 همين الانم دارن به من حسادت ميکنن
 
 نرو بيرون از خونه آدما عاشقت بشن
 نميدونن چقدر راهه تا لايقت بشن

 
 
ديگه دوست پيدا نکن يه وقت منو گم ميکني
  
بعد ميگم شايد داري بهم ترحم ميکني
 
 به کسي نگاه نکن آدما طاقت ندارن
 عاشق چشات ميشن ولي محبت ندارن

 
 
وقتي مهموني ميري موتو پريشون نکني
 بچه هاي مردمو يه وقتي مجنون نکني

 
 
حوصلت که سر ميره نرو کنار پنجره
 که نگن دوباره اين واسه کسي منتظره

 
 
هرکي گفت دوست داره يه وقت باور نکني
 هرچي کاشتم توي اين سالا تو پرپر نکني

 
 
واسه هيچ کسي غير من يه وقت ناز نکني
 دوتا بال دادن بهت يه موقع پرواز نکني

 
 
تو مسير زندگي يه وقتي تنهام نذاري
 
نرسيدم به نگاه عاشقت جام نذاري
 
 
تو به باغچه آب نده امشب شايد گل بکنه
 فردا که نيستي نمي تونه تحمل بکنه

 
 
زير بارون نريا ظرفيتش خيلي کمه
 فکر نکن هرکي مي گه عاشقه مثل منه

 
 
ماه اگه دلش شکست يه وقت نري کمک
 نکنه يادت بره تنهاييهاي پسرک

 
 
هوس گردش دنيا نکني نري سفر
 که منم مجبور بشم بهت بگم منو ببر

 
 
فانوس چشماتو تو کوچه ها روشن نکني
 قلباي آدمارو مثل دل من نکني

 
 
عاشق کسي نشي يه وقت من از يادت نرم
 
نکنه ديگه نري سراغ شعر دفترم
 
 
بودنت با من واسه قلب تو دردسر نشه
 
شعراي من پيش چشماي تو بي اثر نشه
 
 
نکنه با حرف عاشقانه اذيتت کنم
 تو رو وادار به شکفتن محبتت کنم

 
 
کاش ميشد فقط يه بار چه توي خواب چه بيداري
 واسه دلخوشيم يه جور ميگفتي دوسم داري

 
 
کاش ميشد اسم منو بيشتر از اين صدا کني
 من نگاهت ميکنم تو هم به من نگاه کني

 
 
به گلا نگا نکن بذار که زندگي کنن
 بذا با خيال عشقت رفع تشنگي کنن

 
 
به سوالاي عجيب آدما جواب ندي
 
از کسي نامه نگيري منو باز عذاب ندي
 
 
اگر از من کسي رو ديدي که مهربونتره
 اسمشو که مي ياري برق از نگاهت مي پره
 
 ولي خسته كه شدي بيا دلم منتظره
 دلتو بهش بده اگردیدی عاشق تر


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 17:53 توسط کیوان |


عزیمی چه کنم هو حق    سلامی چو بوی خوش آشنائی ..همتون عشق .هو یاعلی مدد

 

 

 

 

با من از عشق بگو .بامن از عشق بگو

ای کاش آهنگ محبت بودم و برایت آهنگ عشق را می سرودم

ای کاش قطره اشک بودم از چشمهایت جاری می گشتم در لبانت جان می گرفتم

و در آخر گونه هایت جان می دادم ولی افسوس که نه آهنگ هستم و نه اشک....

چشمهای پر مهرت , ولی هر چه هستم حقیرتم و تا آخرین قطره خون دوستت دارم

صدایت می زنم گوش بده قلبم صدایت می زند

 
                                         شب گرداگردم حصار کشیده است
 
                                             و من به تو نگاه می کنم
 
                                    از پنجره دلم به ستاره هایت نگاه می کنم
 
                                         چرا که هر ستاره افتابی است
    
                                            من افتاب را باور دارم
 
                                          من دریا را باور دارم
 
                                    چشم های تو سر چشمه دریاهاست

|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 13:7 توسط کیوان |


بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 ساعت 18:32 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 9:43 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com

زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیاله می دونم

تو میگی یه روزی مال من میشی

اما موندنت محاله می دونم

تو میگی شبا دعامون می کنی

چشمه ی چشات زلاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما

ماه کاملم هلاله می دونم

تو میگی پرنده شیم بریم هوا

غصه ی ما دو تا باله می دونم

چشم من پر از غم نبودنت

دل تو پر از ملاله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم می شه

صبر تو رو به زواله می دونم

اون درخت سیب آرزوهامون

پر میوه های کاله می دونم

آره میری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دونم


|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 18:52 توسط کیوان |


 

بســـــــم  ِ اللهِ الرَّحمــــــن ِ الرَّحیــــــــــم

 

یا مُقـلبَ القُـلوب ِ وَالاَبصار

 

یا مُدَبرَ اللیـــــل ِ والنَّـــهار

 

یا مُحَوِل الحُـول ِ و الاَحوال

 

حَوِّل حـــالِنا اِلـــی الاَحسَـــــــن ِ الحـــال

 

 

                   

 

 

بهار رسید بدون آنکه هجرت پرندگان را دیده باشم و خش خش برگها را در گوش کسی نجوا کنم.

 

بهار رسید و زیباترین شکوفه های عشق بر دلهای عاشقان جوانه زد.

 

پائیز کوچ کرد و تو بهانۀ آن بودی! تو آمدی! چرا نیامده رفتی؟

 

و دغدغه های دائمی و دلبستگیهای عصر عشق را با خود بردی!

                

بمان !! تو که آمدی ، میدانی؟ تنهایی من دست آویزی شد برای دلم!!

 

و من همیشه برای دلتنگی ام کاغذ را بهانه کردم !

 

بهار آمد و تو هم آمدی. می دانی که تو خاطره انگیزترین قصۀ این فصلی؟

 

بمان !! چرا باز باران را بهانه کردی تا به شهر ابرهای کاغذی برگردی! بیا و مرهمی باش بر روح خستۀ

 

من ، بر من ببار! کویر دل من خود تشنۀ این باران است!

                                                     

ببین خسته ام ، خسته از تکرار، از بودن ، از رفتن ، حتی از رفتن !!

 

خسته از عشق ، خسته از هر چه رنگ تعلق دارد!

 

در خلوت تنهایی های رنگ و رو رفته ام پس کجایی؟ تو کجای این رنگین کمان غم رنگ منی؟

                                                   

باران ، سکوت ، شب ، تنهایی ، شعر، پاییز ، ....!! بهار کو؟

 

پس بهار را کجا پنهان کردی ؟ آمدی ، با خود بردی؟ یا نیامدی و هنوز نیاوردی ؟

 

میخواهم بهار را به تو بسپارم ! تا جوانۀ دلت را به عشق آن پیوند بزنی.

 

بشنو! شنیدی؟ آواز ناودان ها ، رقص شبنم روی برگها ؟

                           

آه ... باران آمد ، گفتم نرو باران را بهانه نکن !!

 

گفتم بمان در شهر دلتنگی های من ، من خود به باران اشکت نیاز دارم !!

 

بغضم را می شکنم چون باران با من هم صداست.

 

کاش این روزها می رفتند ، اینها مسافران غریبند ، من نمی شناسم آنها را !

                                     

کاش زمان می ایستاد ، نه نه !!  کاش زمان به سرعت می گذشت ، من این روزها را نمی خواهم.

 

می روم باز در باغ شعرهایم ، همان جا که دلتنگی هایم را از بهر کردم ،

 

می روم در قالب خیال خود تا رسیدن بهار می مانم!

 

تو هم زود بیا !! باران آمد !! پس دیگر باران را بهانه نکن ....!!

 

 


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 9:17 توسط کیوان |


www.keyvan-67.blogfa.com




بن